به پایان آمد این دفتر حکایت هم چنان باقیست

خرید بک لینک
بسم اللّه الرحمن الرحیم
دیروز تموم شد :( دفتر خاطراتمو میگم :دی
البته بهتر که تموم شد :| چون یه فضولی نشسته بود خونده بود :| بعد نشسته بود من رو نصیحت میکرد به مردها رو نده :)) میخواستم بگم شما فضولی نکن من بلدم با کی چطور باشم ولی سکوت کردم :دی
حالا موندم چرا هیچ دفتری هم به دلم نمیشینه :| گیری کردم از دست دلم :|
التماس دعای فرج
در پناه حق باشید
یا مهدی
یک عدد جسد ِ جوگیر می باشم :/...

ما را در سایت یک عدد جسد ِ جوگیر می باشم :/ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: سه شنبه 29 فروردين 1396 ساعت: 6:29

صفحه بندی