یک عدد جسد ِ جوگیر می باشم :/

متن مرتبط با «محرم» در سایت یک عدد جسد ِ جوگیر می باشم :/ نوشته شده است

محرم

  • نیلوبلاگ

    بسم اللّه الرحمن الرحیمxa0 عجب محرمی بود امسال! عجیب غریب اساسی :/ سه روز اول ادای برادرزاده ها و نوه های نمونه رو در آوردم موندم خونه پیش مادربزرگ و عمه ام چون عمه ام یکم حال ندار بود بعدش روز چهارم به بعد تا دیروز رفتیم یه جا نزدیک خونه مون :) نوحه خون شون رو دوست دارم اما امان از سخنران شون :| انقد رو اعصاب حرف میزد که... من مطالعه ی زیادی ندارم شایدم من اشتباه کرده باشم اصلا ولی خب بابامم میگفت چرا اینجوری سخنرانی میکنه هر کس ندونه فکر میکنه خلxa0ِ :| خلاصه امشب به اصرار یه بنده خدا که وجدان...

    ادامه مطلب
  • هفتم محرم

  • نیلوبلاگ

    بسم اللّه الرحمن الرحیمxa0 من یه زمانی اصلا هیچ حسی به محرم نداشتم وقتی میدیدم یکی گریه میکنه تو دلم بهش میخندیدم و میگفتم چقدر احمقه که بخاطر مرگ کسی که نه دیده نه هم نژادشه نه هیچی گریه میکنه خصوصا که هزار و چهارصد سال پیش مرده :| تا اینکه چادری شدم و با فاصله کمی از چادری شدنم شهدا دعوتم کردن راهیان نور :) دقیقا ششم هفتم هشتم محرم توی راهیان نور جنوب بودم و روز هفتم وقتی عزاداری شروع شد بدون اینکه درک کنم چرا گریه ام گرفت انگار که دور از جونش همین الان بابام فوت شده باشه! گذشت گریه ام یادم رف...

    ادامه مطلب