استعداد | بلاگ

استعداد

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

یَا دَلِیل
گاهی تصمیم گیری بخاطر یکسری عوامل و شرایط واقعا سخت میشه! حتی برای مسائل خیلی ساده و پیش پا افتاده ای مثل غذا چی بخوریم دیگه چه برسه به مسائل مهم تری مثل اینکه به دنبال چه قسمتی از استعدادت بری، بری دنبال هنر یا بری دنبال علم؟ بری دنبال چیزی که دوست تر داری یا بری دنبال چیزی که دوست داری ولی علاقه برترت! نیست، صرفا بخاطر اینکه خانواده ات دوست تر دارن و تو دنبال شادی خانواده ات هستی! بعد در اوج خامی و بچگی حس میکنی بذار فردین بشم! بذار برم دنبال چیزی که دوست دارم ولی خانواده ام دوست تر دارن نه چیزی که خودم دوست تر دارم و خانواده ام هم دوست دارن فقط! اما چند سال بعد می بینی هنوز قسمتی از فکرت که اصلا هم بخش کمی نیست هنوز دنبال همون چیزی هستش که خودت دوست تر داشتی اما فکر میکنی دیر شده برای اینکه بری دنبالش تا اینکه دل به دریا میزنی و اعلام میکنی که من علاقه ام به اون یکی کار بیشتر بوده همیشه! ولی فکر میکنی الان دیر شده اما میگن دیر نشده برو دنبال چیزی که خودت لذت میبری حتی اگه ما صد در صد دوست نداریم ^_^ ولی قول بده 5 سال دیگه این موقع بیای بگی خوشبختی! خوشحالی و راضی هستی اون موقع است که ما هم خوشحال و راضی میشیم
بعد 5 سال فهمیدم خانواده ام مخالف خیلی چیزها نیستن دارم میرم دنبال دوست داشتنی های زندگیم ^_^ دعا کنید 5 سال دیگه بیام همین جا بنویسم چی بودن و تا چه حد موفق بودم
+ ای کسانی که اینجا رو میخونید مثل من نباشید بشینید با خانواده صحبت کنید و صرفا جهت یه فکر غلط که اونا فلان چیز رو دوست تر دارن خودتون رو از علایق تون محروم نکنید
بی ربط نوشت 1: وقتی بهت میگن اگه مومن باشه حتی اگه دوستت نداشته باشه بهت آرامش میده اذیتش نکن و طرفش رو میگیرن... و در نهایت هر دو میگن ضمنا ما نوه میخوایم :|
بی ربط نوشت 2: هر کاری میکنم نوشته هام باز هم شخصی میشن! اصلا شخصی ننوشتن به من نیومده انگار و باید براش خون دل بخورم :))
التماس دعای فرج
در پناه حق باشید
یا مهدی
...
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 18:23