هفتم محرم | بلاگ

هفتم محرم

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

بسم اللّه الرحمن الرحیم 
من یه زمانی اصلا هیچ حسی به محرم نداشتم وقتی میدیدم یکی گریه میکنه تو دلم بهش میخندیدم و میگفتم چقدر احمقه که بخاطر مرگ کسی که نه دیده نه هم نژادشه نه هیچی گریه میکنه خصوصا که هزار و چهارصد سال پیش مرده :| تا اینکه چادری شدم و با فاصله کمی از چادری شدنم شهدا دعوتم کردن راهیان نور :) دقیقا ششم هفتم هشتم محرم توی راهیان نور جنوب بودم و روز هفتم وقتی عزاداری شروع شد بدون اینکه درک کنم چرا گریه ام گرفت انگار که دور از جونش همین الان بابام فوت شده باشه! گذشت گریه ام یادم رفت و محرم بعدیم خیلی بی حس بودم تا اینکه سال بعدش باز شش و هفت و هشت محرم طلبیده شم یه جای توپ این بار دعوتم از سمت امام رضا جانم بود بازم هفت محرم گریه ام گرفت شدید! دفعه اولی فکر میکردم بخاطر فکر به شهداست چون من شهدا رو همیشه دوست داشتم و احساس دین میکردم به بچه ها و خانواده هاشون ولی اون سال فرق داشت چون من برای رفتن به حرم امام رضا هیچ وقت گریه نکرده بودم امام رضا هم خیلی ساله که فوت شده بود از نظر من و گریه نداشت که! خلاصه از اون سال به بعد هر جا بودم هفتم محرم فقط گریه ام میگرفت هنوزم فقط هفتم محرم رو دوست دارم حتی وقتی کربلا بودم فقط هفتم محرم یه شور خاصی داشتم!!! یه حس عجیب یه جور حال عجیب :) نمیدونم چرا هنوزم فقط برای علی اصغر امامم حاضرم فدا بشم... نمیدونم این خوبه یا بد؟ یا اصن نمیشه گفت ولی من فقط منتظر هفتم محرم امسالم 
التماس دعای فرج 
در پناه حق باشید 
یا مهدی
هفتم محرم,هفتم محرم چه روزی است,هفتم محرم روز,شب هفتم محرم,شب هفتم محرم 92,شب هفتم محرم 93,شب هفتم محرم 93 کریمی,شب هفتم محرم 92 کریمی,مدرسه هفتم محرم,شب هفتم محرم 92 جواد مقدم,...
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 3:39